ابراهيم عاملي ( موثق )
434
تفسير عاملي ( فارسي )
مىآرايد ، و آن يك مانند خوك كثيف طبع است كه اگر غذاى خوب به او بدهند توجّه ندارد ، ولى چون انسان قى كند و بلند شود ، آن حيوان بىاختيار خود را بر آن مىاندازد ، همچنين هستند آدمها كه بعضى اگر پنجاه پند بشنود يكى فرا نگيرد ولى اگر خطائى ديد و شنيد آن را حفظ مىكند و به همه انجمن نقل مىكند ، پس مردم معاشر چهارپا و درنده هستند كه بايد از آنها دورى كرد ، و هم امام فخر چند جهت ديگر نقل كرده است كه ما هم نقل كرديم . « صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ » 39 اين جمله را مفسّرين دو معنى كردهاند : 1 - يعنى بواسطه ى لجاج و سرسختى در تاريكى كفر هستند كه نه گوش فهم حقّ دارند و نه زبان گفتار آن را . 2 - يعنى در قيامت نه سخن خوش بشنوند و نتوانند درد خود را بگويند و در تاريكى حيرت و سرگردانى هستند . « مَنْ يَشَأِ اللَّه يُضْلِلْه » 39 ابو الفتوح : يعنى چون كسى كافر بود ، خداوند به مجازات كفرش او را هلاك كند ، چون اضلال بمعنى اهلاك هم استعمال شده است . و ممكن است معنى جمله اين باشد : هر كه را خدا بخواهد از راه بهشت مىگرداند و گمراه مىكند بواسطه ى انحرافش در دوران زندگى ، و هر كس را به خواهد بپاداش لياقت و ايمان بسوى بهشت راهنمائى مىكند . فخر : ما ثابت كرديم كه هر كار از شخص در دنباله ى خواهش و جهت خاصّى انجام مىشود . و نيز واضح كرديم كه آفريننده و ايجاد كننده ى خواهش و جهت خاصّ خداوند است . و باز روشن كرديم كه اگر خواهش و جهت مخصوص براى پيدايش كارى پيدا شد ، آن كار بىتأخير انجام مىشود ، و با اين مقدّمات يقين است كه كفر و ايمان بتقدير خداوند است ، و معلوم است كه اين گمراهى و هدايت كه در آيه است دنباله ى مشيّت گفته شده است پس وابسته به مشيت و تقدير و سرنوشت است . سخن ما : 1 - در آيت اوّل جمله ى « إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ » مفسّرين معنى كردهاند : يعنى در قيامت پرنده و جنبنده زنده مىشوند ، تا تجاوزات آنها